این مصاحبه و نکتههای مطرح شده در آن جنجالی شد و عملا اتهام تروریستی بودن را متوجه بخشی از نظام کرد؛ طوری که همه ناچار به اظهارنظر و پاسخگویی شدند و حتی خود دفتر رفیقدوست، واکنش نشان داد که ایشان عمل مغز کرده و حافظهاش خوب کار نمیکند و … .
اما مسأله اصلی کجاست؟ بحثی که در اینجا مطرح شد این بود که یک ژورنالیست، مصاحبهای گرفته بود و طبق قولی که به مصاحبهشونده داده بود، بخشی از آن را نشر نداده بود. آیا چنین حقی داشت؟ برخی میگفتند آری و برخی نه. هر کدام هم استدلالهای خودشان را داشتند. اما یک قدم عقبتر که میرفتیم این سئوال مطرح میشد که: آیا اساسا مصاحبهشونده این حق را دارد که برای مصابهگر تعیین تکلیف کند؟ و با چه فلسفهای و …؟
نکته مهم اینکه چنین بحثی، از بحثهای اولیه و فنی در حوزه ادبیات مصاحبه و آموزش مصاحبه مطبوعاتی است؛ یکی از اصول کار. و نکته مهمتر اینکه هنوز هم بحث درباره اصول روزنامهنگاری است؛ و اگر کمی جلوتر آمدهایم و شبکههای مجازی و … دست برتر را دارند، صرفا بستهبندی و صورت کار تغییر کرده است، وگرنه اصول همان اصول است. و در واقع یک روزنامهنگار از وقتی که با اصول کار خودش به یگانگی و صلح نرسیده باشد، اتفاقاتی مانند این خواهد افتاد: مصاحبهای خواهد گرفت، بخشی را کنار خواهد گذاشت و بعدها آن را نشر خواهد داد و در عین حال، متهم هم خواهد شد. اما چرا؟ تنها به این دلیل ساده که به طور مستقیم سروقت کار رسانهای رفته و کمترین زمان را به اصول کار خودش و فلسفه کار رسانهای و … اختصاص داده است.
بله، اصول رسانه و فلسفه کار رسانه همیشه ثابتاند؛ این روکشها هستند که تغییر میکنند و اگر میخواهید در طی مسیر منحرف نشوید، باید به خوبی این چیزها را بحث کنید و یاد بگیرید و … .
اگر خاطرتان مانده باشد، چندی پیش رسانه «عبدیمدیا»، مصاحبهای از رفیقدوست منتشر کرد؛ که در واقع برشی نشر داده نشده از مصاحبه او در چند سال گذشته بود.